یادمه دوره فوق لیسانس که بودم به خاطر اینکه از اداره مرخصی میگرفتم و میرفتم درس میخوندم، کارم به دادگاه تخلفات اداری کشید و کلی هم کسر حقوق شدم. البته در اون روزگار من اولین نفری نبودم که میرفتم درس میخوندم، بسیاری از آقایون همکار بودن که میرفتن درس میخوندند و کسی حتی بهشون نمی گفت بالای چشمتون ابروست.تازه حقوق ومزایا و اضافه کاریشون هم برقرار بود. ولی خب من در زمان خودم اولین خانومی بودم که پا تو کفش این سنت مردانه کرده بودم و ضمن کار در اداره، درس هم میخوندم. چند تا از همکاران خانوم هم بودند که پس ازپذیرش برای تحصیلات تکمیلی از بس مدیران محترمشون دردشون اومده بود،عذرشون را خواستند و مجبور شدن از کارشون استعفا کنند.خلاصه روزگاری بود که افرادی نظیر من برای فرهنگ سازی در ادارات دولتی مجبور بودند بجنگند وشرایط نامساعد و متشنجی را تحمل کنند. حالا این روزها به یمن و برکت آلودگی هوا و اینکه تازه دولتمردان و سیاستگزاران مملکتی یادشون افتاده که در کائنات پدیده ایی به نام صرفه جویی هم وجود داره، قانون دور کاری تصویب شده. جالب اینجاست که ناگهان همه به این نتیجه رسیدن که برای خانومهای کارمند دورکاری بسیار مناسبه و همچنین دور کاری آمار طلاق را کاهش میده و خلاصه هزار و یک مزیت دیگه برای دورکاری خانومها عنوان می کنند که بیا و ببین. حالا که رسما روزی یکساعت ساعت کار اداری کم شده و به اجبار به دور کاری تبدیل شده، فکر کنم از این روزها ست که رسما خانومهای کارمند را به اسم دور کاری خونه نشین کنند.اینطور که پیش میره بهتره بریم به دنبال دایر کردن کلاسهای خصوصی وهنرهای خانگی
یادش بخیراوایل خدمتم یک راننده پیری داشتیم که همیشه به من میگفت دختر بهتره بشینه تو خونه و خیاطی وبافتنی یاد بگیره، وقتی من و دوستانم میگفتیم خب ما یاد گرفتیم و درس هم خوندیم.میگفت اگه قراره درس هم بخونه باید فقط معلم بشه!!! کم کم دارم به این نتیجه میرسم که با شرایط اجتماع ما اون بیچاره پر بیراه هم نمی گفت